جعفر شهرى باف

107

طهران قديم ( فارسى )

( زبان‌بندى ) و كوبيدن قند و فلفل به نيت محبت و گرمى . و كوبيدن گوشت و قند در همين زمان و خورانيدن به طيور جهت محبت و اطاعت شوهر يا قوم شوهر و هركه بخواهند . پاك كردن آئينه ، گرفتن چرك سينه ، سنگ پا كشيدن به پاشنهء پا به نيت رفع عقدهء دلتنگى و دلچركينى و روشن كردن شمع و چراغ به نيت عزت و جلوه كه اين اعمال جز در خانهء عروس در خانه‌هاى ديگر و جاى ديگر هم امكان داشت انجام پذيرد به شرطى كه از چگونگى خانهء عروس و وقوع و شروع و ختم خطبه با اطلاع بوده ، اعمال مقارن با انجام صيغهء عقد بوده باشد . پس از قرائت خطبه و مبادلات مسائل مختلفه بين دو وكيل زن و مرد و حلالشدن طرفين نوبت به ( شروط خارج لازم يا غير لازم ) ميرسيد ، از جمله حق مكان دختر و التزام پسر كه زن ديگر اختيار ننمايد و آنچه را كه بادمجان دور قاب‌چين‌ها پيشنهاد كرده مورد قبول واقع شده يا رد ميگرديد و صلوات آخر كار و مبارك باد آخر عاقد بود كه رسميت كامل عقد اعلام و عاقد مرخص شده مجلس خودمانى گرديده ، اگر مطرب و ساز و ضربى دعوت شده بود شروع به كار بزن و بكوب ميكردند و اگر مداح خوانده شده بود شروع به مداحى آل عبا و ذكر فضايل حضرت زهرا سلام اللّه مينمود . لازم است توضيح داده شود كه عقدنامه تنها يك برگ و آن هم در دست خانوادهء عروس باقى ميماند كه شب عروسى با تحويل گرفتن آن عروس را تسليم ميكردند و نسخهء ثانى نداشت و جز امضاى عاقد امضاى ديگرى در پاى آن قرار نميگرفت ، از آنجا كه اولا كمتر پسر و دخترى داراى سواد خواندن و نوشتن بودند كه بتوانند پاى عقدنامهء خود را امضا نمايند و ديگر رسم بر اين قرار نبود كه جز آقا ( عاقد ) ديگرى مهر و امضا پاى كاغذ بگذارد از آنكه چه مهر و امضائى ميتوانست معتبرتر از مهر و امضاى آقا باشد كه معاملات بزرگ باغ و ده و مستغلات با همان صورت ميگرفت مگر در وصلت‌هاى بزرگان كه مهر اولياى